ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

121

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

انتقال مالكيت فىء عمومى و تبديل آن به زمينهاى خالصه اعتراضاتى در شهرهاى نظامى برانگيخت و خليفه و واليان او را متهم ساختند كه مال مسلمين را تحت عنوان مال اللّه حيف و ميل مىكنند . در شام ابو ذر غفارى سخنگوى مخالفان شده بود « 1 » و عليه ولخرجيهاى معاويه در ساختن كاخ الخضرا در دمشق انتقاد مىكرد . « 2 » در پى درخواست معاويه ، عثمان دستور داد كه او را به مدينه بازگردانند . ابو ذر به سبب ادامهء مبارزهء خود به بيابان ربذه تبعيد شد و در سال سى و يك هجرى در همان‌جا درگذشت . « 3 » در كوفه ، لاف‌وگزافهاى دور از احتياط سعيد بن عاص ، والى عثمان ، مبنى بر اين كه سواد ، يعنى سرزمين حاصلخيز و مزروع عراق ، بوستان قريش است شورشى در بين گروهى از قاريان قرآن به رهبرى مالك اشتر نخعى برانگيخت . والى شكايت به عثمان برد و او هم دستور داد كه گروه شورشى را نخست به نزد معاويه به نزد معاويه در دمشق و سپس به نزد عبد الرحمن بن خالد بن وليد ، والى حمص ، بفرستند . امّا نارضايى در اين شهر فروكش نكرد و در سال سى و چهار هجرى ، هنگامى كه سعيد به مدينه رفته بود ، شورشى همگانى در اين شهر به پا شد . از آنجا كه شورشيان ، به رهبرى مالك اشتر ، مانع ورود

--> شاهى به ديگران واگذار مىكرد يا مىفروخت . ( 1 ) سيف بن عمر مىگويد ابو ذر بر اثر بحثهاى عبد الله بن سبا ( ابن سوداء ) بدعتگذار شيعى دربارهء مال مسلمين و مال اللّه اغفال شده بود ( طبرى ، ج 1 ، ص 2858 - 2859 ) . ابو ذر مبارزه خود را در مدينه از زمانى آغاز كرده بود كه عثمان از خمس غنايم افريقيه به سال بيست و هفت هجرى ، پانصد هزار درهم به مروان بن حكم ، سيصد هزار درهم به حارث بن حكم و صد هزار درهم به زيد بن ثابت انصارى بخشيد . او در اعتراض خود به آيهء كنز استناد جسته بود . مروان از او به عثمان شكايت برد و عثمان غلام خود ناتل را براى هشدار دادن به ابو ذر به نزد او فرستاد اما اين كار فايده‌اى نبخشيد . عثمان مدتى خوددارى نشان داد تا اينكه ابو ذر در حضور او شديدا به كعب الاحبار تاخت ، چرا كه از دخل و تصرف آزادانه عثمان در بيت المال پشتيبانى كرده بود . در اين هنگام ، عثمان او را ملامت كرد و به دمشق فرستاد كه نامش قبلا براى دريافت حقوق بيت المال در آنجا ثبت شده بود ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 52 ) . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 53 . ( 3 ) همان ، ص 52 - 56 ؛ ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، ص 1033 - 1034 . روايات كوفى و بصرى غالبا بر اين تأكيد دارند كه عثمان ابو ذر را بر خلاف ميل او تبعيد كرد ، اما روايات مدنى به دو دسته تقسيم شده‌اند و دسته متعلق به دانشمندان سنّى متعصب همچون سعيد بن مسيّب تأكيد مىورزند كه ابو ذر به ميل خود به تبعيد رفت . شريف مرتضى شيعى در كتاب الشافى رواياتى از واقدى نقل كرده كه اثبات مىكند ابو ذر را عثمان بر خلاف ميل او تبعيد كرد ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 3 ، ص 55 - 58 ؛ روايات ديگرى از واقدى دربارهء ابو ذر نيز در همان ، ج 8 ، ص 359 - 361 نقل شده است ) .